تجویز سمعک در منزل
با ما تماس بگیرید - مشاوره رایگان
تلفن: 32941300 025 - 09190666579 | قم - میدان صدوقی - ساختمان پزشکان خاتم - طبقه دوم
بالا

رابطه میان کم شنوایی، سمعک و تلاش برای گوش دادن

سمعک قم - سمعک خاتم / مقالات  / رابطه میان کم شنوایی، سمعک و تلاش برای گوش دادن

رابطه میان کم شنوایی، سمعک و تلاش برای گوش دادن

 رابطه میان کم شنوایی، سمعک و تلاش برای گوش دادن

Interview:

Dr. Gustave Muelller with Dr. Benjamin Hornsby

چند وقت پیش با یکی از  دوستان قدیمی ام که مهندس معدن است، ملاقات نمودم، و متوجه شدم که او سمعک گرفته است. به یاد آوردم که چندی پیش که تلفنی با هم صحبت می کردیم، از وضعیت شنیدن صداها به ویژه درک گفتار در محل کار (کار مدیریتی و نیازمند حضور در جلسات مختلف) گله داشت.

نتایج ارزیابی شنوایی نیز کم شنوایی خفیف فرکانس بالا در محدوده ۴۰۰۰-۳۰۰۰ هرتز را نشان می داد؛ یعنی نوعی کم شنوایی که معمولا به عنوان کاندید “مرزی” برای دریافت سمعک شناخته می شود. از او پرسیدم که چگونه با سمعک کنار آمده است یا به عبارت دیگر، سمعک برایش چه فایده ای داشته است؟

اولین پاسخش این بود که من الان صداهایی را می شنوم که بدون سمعک نمی شنیدم. از او پرسیدم که آیا سمعک به درک گفتارش کمک کرده است و او پاسخ جالبی داد. او گفت که “من واقعا نمی دانم که درک گفتار دیگران برایم بهتر شده یا نه، ،” اما می توانم به شما بگویم که با استفاده از سمعک، در پایان روز خستگی عصبی کمتری دارم”.

گوش دادن، به ویژه هنگامی که درک مطلب مهم است، فعالیتی خسته کننده است، و این امر حتی برای افراد برخوردار از شنوایی هنجار نیز مطرح است. این نوع خستگی برای فرد مبتلا به کم شنوایی بسیار بیشتر است. در این حالت، تلاشی و کوششی که صرف گوش دادن می شود می تواند در انجام وظایف همزمان دیگر تداخل ایجاد کند.

هنگامی که ما سمعک را برای فرد کم شنوا تنظیم می کنیم، به طور معمول در مورد بهبود قابلیت شنیدن اصوات، بازگرداندن تراز بلندی و بهبود درک گفتار تلاش می کنیم، اما (به طور مستقیم) در مورد کاهش تلاش گوش دادن کاری را انجام نمی دهیم، و یا حتی آزمونی برای سنجش این موضوع به کار نمی گیریم.

با این حال، پژوهشگران مطالعاتی در مورد تلاش برای خستگی گوش دادن و ارتباط آن با کم شنوایی، استفاده از سمعک و نیز ویژگی های سمعک مورد استفاده انجام داده اند.

در مقاله حاضر، به موضوع فوق در قالب ۲۰ سوال و جواب پرداخته می شود. سوالات از جانب دکتر مولر، مدیر بخش ویراستاری سایت ادیولوژی آنلاین طراحی شده است و پاسخ سوالات را دکتر بِن هارنسبی، استادیار گروه علوم شنوایی و گفتار واندربیلت ارایه کرده است. این مصاحبه در ژانویه سال ۲۰۱۲ میلادی در سایت AudiologyOnline  منتشر گردیده است.

 

۱. اخیرا  موضوع “تلاش برای گوش دادن” در بسیاری از نشریات مورد توجه قرار گرفته است. ممکن است توضیح دهید که معنای این اصطلاح دقیقا چیست؟
واقعیت این است که تعریف اصطلاح ” تلاش برای گوش دادن” دشوار است. بسیاری از مردم احتمالا تجربه قرار گرفتن در شرایطی را دارند که در آن “گوش دادن، امری  پر زحمت و دشوار است” و یا اینکه فرد باید برای گوش دادن از نوعی “کار ذهنی” بهره ببرد. در هنگام گوش دادن به یک سخنرانی، همه ما نیاز داریم که از منابع شناختی خود برای درک بهتر گفتار استفاده نماییم. این یکی از مصداق های تلاش برای گوش دادن محسوب می شود و به نظر می رسد افراد مبتلا به کم شنوایی، برای گوش دادن به یک موضوع باید تلاش و کوشش بیشتری را به کار گیرند.

 

۲.  آیا این امر با میزان کم شنوایی فرد مرتبط است؟

شاید اینطور باشد. آزمون های ادیولوژیکِ معمول نظیر آزمون های آستانه تون خالص و تشخیص گفتار، اطلاعات ارزشمندی در مورد عملکرد شنوایی و توانایی پردازش ارایه می کنند. برای مثال، با استفاده از آزمون های گفتاری می توان فهمید که درک گفتار در حضور نویز معمول چقدر است.

با این حال، این آزمون ها اطلاعات دقیقی در مورد میزان تلاش برای گوش دادن ارایه نمی کنند. بدیهی است که در برخی از شرایط، تلاش برای گوش دادن با توانایی درک گفتار ارتباط مستقیم دارد.  به عنوان مثال، هرچه شرایط گوش دادن دشوارتر شود و درک گفتار پایین تر بیاید، تلاش برای گوش دادن افزایش پیدا می کند. در این میان، البته تفاوت های فردی نیز قابل توجه است و میزان تلاش برای گوش دادن از فردی به فرد دیگر تفاوت می کند.

 

۳. آیا نیاز به تلاش بیشتر برای گوش دادن، یکی از مشکلات معمول در افرد مبتلا به کم شنوایی محسوب می شود؟

مطالعات مختلف نشان می دهد که نیاز به تمرکز و توجه در هنگام گوش دادن،  یکی از اصلی ترین شکایت های افراد کم شنواست که مشکلات زیادی نیز برای آن ها ایجاد می کند. در اینجا به برخی از اظهارات افراد کم شنوا در این زمینه اشاره می شود:

  • گوش دادن،  بسیار فرسوده کننده است!
  • گوش دادن به صداها به ویژه هنگامی که با افراد مختلف سر و کار دارید، امری بسیار خسته کننده است”
  • من در طول روز آنقدر خسته می شوم که شب در عرض چند دقیقه خوابم می برد.”
  • “گوش دادن آنقدر برایم سخت شده که در پایان روز کاملا خسته می شوم.”

 

۴. علاوه بر این ها، آیا مطالعه رسمی نیز در این زمینه انجام شده است؟
بله. نتایج مطالعات انجام شده نشان می دهد که افراد کم شنوا از تلاش برای گوش دادن به عنوان یک روش جبرانی استفاده می کنند. به عبارت دیگر، فرد کم شنوا برای درک و پردازش بهتر گفتار دیگران ناچار است که توجه و تمرکز بیشتری داشته باشد.

 

۵. من مشکل شنوایی ندارم. با این وجود استرس دارم و برخی اوقات به شدت احساس خستگی می کنم. فکر می کنید من هم مشکل دارم؟

این امر قطعا می تواند درست باشد. شواهد مختلف نشان می دهد که تنش عصبی در افراد مبتلا به کم شنوایی افزایش می یابد. به عنوان مثال، نتایج یکی از مطالعاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که در افراد مبتلا به کم شنوایی، “نیاز به  بازیابی از کار” بیشتر است.

به عبارت دیگر، افراد کم شنوا پس از سپری کردن یک روز کاری، برای آنکه که بتوانند از تلاش و کوشش انجام شده در طول روز رهایی پیدا کنند و “بهبودی مجدد” کسب کنند، نیاز زمان بیشتری نیاز دارند. مطالعات دیگر نشان می دهد که کارگران کم شنوا، به واسطه تلاش بیشتر برای گوش دادن و در نتیجه تنش ذهنی بالاتر، در انجام وظایف خود بیشتر دچار افت می شوند.

بر همین اساس، مشخص شده است که در این افراد به دلیل خستگی و تنش روانی بالاتر، احتمال از دست دادن شغل بیشتر است. به علاوه مطالعات مختلف نشان داده است که کودکان کم شنوا نیز در معرض مشکلات جدی ناشی از خستگی گوش دادن در کلاس درس هستند.

 

۶. آیا تلاش برای گوش دادن را می توان اندازه گیری کرد؟

در سال های اخیر است پژوهش هایی برای چگونگی بررسی مطمئن و موثر تلاش برای گوش دادن انجام گرفته است. آزمون ها به سه گروه سابجکتیو(پرسشنامه ها)، فیزیولوژیک(آبجکتیو)  و رفتاری تقسیم می شوند.

 

۷. اگر ممکن است این آزمون ها را معرفی کنید.

بهتر است با آزمون های سابجکتیو شروع کنیم. مغز ما یک پردازنده قدرتمند است و در برخی موارد، ممکن است تفاوت های ظریف را نیز بهتر از هر آزمون آبجکتیو نشان دهد.

همانطور که قبلا گفتم با استفاده از مصاحبه و نظرسنجی می توان به اطلاعات دقیقی در مورد میزان تلاش برای گوش دادن در یک فرد دست پیدا کرد. برای مثال، پرسشنامه The Speech, Spatial and Qualities of Hearing Scale (SSQ)، که توسطGatehouse  در سال ۲۰۰۴ میلادی طراحی شده است، برای ارزیابی شنوایی معلولیت در شرایط مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

یکی از زمینه های مورد ارزیابی در این پرسشنامه، “کیفیت تجربه شنوایی” است و شامل آیتم هایی نظیر “سهولت در گوش دادن” و “توانایی توجه به صداها” یا “توانایی نادیده گرفتن اصوات مزاحم” می باشد. از این پرسشنامه به منظور ارزیابی تفاوت میان بهره مندی از یک سمعک(آرایش یک گوشی) و یا دو سمعک(آرایش دو گوشی) نیز استفاده شده است.

 

۸. اگر آزمون های سابجکتیو اینقدر حساس تر هستند، چرا استفاده از آزمون های دیگر نیز ضرورت دارد؟  

آزمون های سابجکتیو اطلاعات مهمی در اختیار ما می گذارند، اما صرفا بخشی از عملکرد تلاش برای گوش دادن را مورد بررسی قرار می دهند. به علاوه، این آزمون ها تغییرپذیری بسیار بالایی دارند.

به عنوان مثال، اگر از دو نفر که در حال گوش دادن به یک موضوع هستند، سوال شود که ” برای گوش دادن به این موضوع چقدر نیاز به تلاش و کوشش داشتید؟”، ممکن است پاسخ های بسیار متفاوتی شنیده شود.

دلیل این تفاوت می تواند به علت تفاوت در توانایی های پردازش شناختی این دو نفر باشد و یا اینکه می تواند از تفاوت دیدگاه و برداشت آن ها از اصطلاح “نیازمند تلاش و کوشش” ناشی شود. تشخیص اینکه کدامیک از موارد فوق درست است، دشوار است.

 

۹.  بنابراین باید از آزمون های آبجکتیو نیز استفاده شود؟

درست است. محققان از انواع شاخص های فیزیولوژیک برای شناسایی ارتباط میان پردازش شناختی و افزایش نیاز به تلاش برای گوش دادن استفاده می کنند. به عنوان مثال، هیکس و همکاران(۲۰۰ میلادی) برای بررسی میزان تلاش و خستگی در کودکان مدرسه روی شنوا و کم شنوا، از اندازه گیری سطح کورتیزول استفاده کردند. کورتیزول هورمونی است که توسط غده آدرنال در واکنش به استرس تولید می شود.

تغییرات سطح کورتیزول در بدن با میزان خستگی و تلاش ارتباط مستقیم دارد. محققان دیگر، به منظور تعیین کمیت بار پردازش شناختی از اندازه گیری قطر مردمک استفاده کرده اند. توضیح اینکه با افزایش نیاز به پردازش شناختی برای انجام یک آزمایه خاص (به عنوان مثال، جستجوی بینایی، انجام فعالیت ریاضی  و…)، قطر مردمک نیز افزایش پیدا می کند.

همچنین مشخص شده است که تغییرات قطر مردمک به  تغییرات ناشی از تغییر نسبت سیگنال به نویز در هنگام انجام تکالیف شنوایی حساس است. هم چنین از پتانسیل های برانگیخته  نظیرP300 ، ضربان قلب و الکترومیوگرافی(EMG)برای بررسی نیاز به پردازش/تلاش شناختی استفاده شده است.

باید گفت که هر کدام از این روش دارای مزایا و معایبی هستند. البته برای استفاده از این روش ها در افراد کم شنوا به بررسی های بیشتری نیاز است.

 

۱۰. به موضوعات جالبی اشاره کردید، اما تمرکز فکر می کنم تمرکز آزمون های فوق بر ارزیابی درک نیست. درست است؟

درست است و به همین دلیل، استفاده از روش های رفتاری برای بررسی توانایی های پردازش شناختی از جمله تلاش برای گوش دادن سابقه ای دیرینه دارد. یکی از آزمون هایی که معمولا در روانشناسی برای بررسی پردازش شناختی مورد استفاده قرار می گیرد، پارادایم وظیفه دوگانه است.

در این آزمون، فرد باید یک تکلیف اصلی(مانند تشخیص گفتار) و تکلیف دوم(تماشا کردن به یک فیلم یا به خاطر سپردن تعدادی از اعداد) را در یک زمان واحد انجام دهد. برای انجام این کار، فرد باید بتواند از منابع شناختی خود به خوبی استفاده نماید. در مرحله بعد آزمونگر ضمن پایش و بررسی تکلیف دوم، به طور سیستماتیک تغییر در دشواری انجام اصلی(به عنوان مثال، بازشناسی کلمه در سطوح مختلف نویز) را ارزیابی می کند.

فرض بر این است که اگر دشواری تکلیف اصلی تغییر کند، تغییری که در انجام تکلیف دوم اتفاق می افتد به دلیل تغییر در تخصیص منابع شناختی به تکلیف اصلی است.

 

۱۱. آیا نتایج آزمون های آبجتیو با نتایج آزمون های سابجکتیو همخوانی دارد؟

واقعیت این است که در بسیاری اوقات اینطور نیست. به نظر می رسد که آزمون های سابجکتیو و آبجکتیوی که برای بررسی میزان تلاش برای گوش دادن مورد استفاده قرار می گیرند، موارد متفاوت از یکدیگر را ارزیابی می کنند.

 

۱۲. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که کم شنوایی قطعا باعث می شود تا میزان تلاش برای گوش دادن افزایش پیدا کند. سوال مشخص این است که آیا سمعک می تواند به این امر کمک کند؟

پاسخ این سوال همانند بسیاری از سوالات مشابهی که هنگام تجویز سمعک پیش می آید، “گاهی اوقات” است. سمعک های امروزی، دستگاه های بسیار پیچیده هستند و از قابلیت های پیشرفته ای مانند میکروفون های دایرکشنال و مدارت کاهنده نویز برخوردارند. برای پاسخ به این سوال، بهتر است وضعیتی را درنظر بگیریم که فرد کم شنوا از یک سمعکِ بدون این مدارات پیشرفته استفاده کند.

شواهد به دست آمده نشان می دهد که در این حالت، تلاش برای گوش دادن تا حد زیادی کاهش پیدا می کند. در واقع، هنگام استفاده از سمعک درک گفتار بهبود پیدا می کند و در عین حال فرد اظهار می کند که “راحتی گوش دادن به اصوات” افزایش پیدا کرده است.

 

۱۳. اگر این امر درست باشد، پس چرا فقط از آزمون بازشناسی گفتار برای بررسی تلاش برای گوش دادن استفاده نمی شود؟

اگر چه میان اندازه گیری های مربوط به تلاش برای گوش دادن و بازشناسی گفتار ارتباط وجود دارد، اما به نظر نمی رسد که این دو نوع آزمون الزاما  فرایندهای یکسانی را مورد بررسی قرار دهند. برای مثال، در برخی شرایط خاص (مثلا در نسبت به سیگنال های مختلف) ممکن است امتیاز بازشناسی گفتار به دست آمده بسیار شبیه هم باشد، اما در همین حال، تلاش برای گوش دادن تفاوت های بارزی را نشان دهد. این درست شبیه آن چیزی است که هنگام مقایسه کیفیت صدا و درک گفتار(بازشناسی گفتار) مشاهده می کنیم. مشخص شده است که وقتی فرد کم شنوا اظهار می دارد که کیفیت صدا خوب است، فقط به درک بهترِ گفتار اشاره نمی کند.

برای مثال، افراد کم شنوا تمایل زیادی دارند تا از مدارات کاهنده نویز سمعک خود به شکل فعال استفاده نمایند، بدون آنکه الزاما درک گفتار آن ها با این مدارات تغییری نشان دهد. به علاوه، همچنانکه قبلا گفته شد امتیاز بازشناسی گفتار اطلاعات زیادی در مورد میزان تلاش برای گوش دادن ارایه نمی کند. در واقع، برخی از آزمون های آبجکتیو تفاوت های ظریف میان وضعیت بدون سمعک و با سمعک را بهتر از آزمون های سابجکتیو نشان می دهند.

 

۱۴. به طور کلی، آزمون های آبجکتیو چه اطلاعاتی را در مورد میزان تلاش برای گوش دادن فرد کم شنوا در وضعیت با سمعک ارایه می دهند؟

متاسفانه در این زمینه مطالعات زیادی انجام نشده است. با اینحال نتایج تعداد مطالعاتی که انجام شده است، جالب توجه و البته متنوع است. برای مثال،  گوردون (۱۹۹۰) از زمان پاسخ آوایی برای اندازه گیری به عنوان شاخص پردازش شناختی(تلاش برای گوش دادن) در ارزیابی بازشناسی گفتار بدون سمعک و با سمعک استفاده کرد.

نتیجه این مطالعه نشان داد که در هنگام بازشناسی گفتار، با افزایش نیاز به پردازش شناختی بیشتر، زمان پاسخ آوایی نیز افزایش پیدا می کند. جالب اینکه حتی در مواردی که امتیاز بازشناسی گفتار در حالت بدون سمعک و با سمعک یکسان بود، زمان پاسخ آوایی در حالت با سمعک سریع تر اتفاق می افتاد. این امر نشان می دهد که در حالت با سمعک، تلاش برای گوش دادن کاهش پیدا می کند، علیرغم آنکه ممکن است درک گفتار تغییری نکند.

 

۱۵. تاکنون درباره مدارات پایه سمعک(تقویت) صحبت کردیم. مایلم بدانم چه اطلاعاتی در مورد مدارات پردازشی پیشرفته تر نظیر مدارات کاهنده نویز وجود دارد؟ 

سوال جالبی است. همانطور که می دانید در سال های اخیر مطالعات مختلفی در این زمینه انجام شده است. جالب است بدانید که بسیاری از بیماران تمایل دارند که مدار کاهنده نویز سمعک آن ها در محیط شلوغ فعال باشد، علیرغم آنکه در این حالت درک گفتار آن ها تغییری نمی کند و حتی ممکن است بدتر نیز بشود.

دلیل این امر خیلی روشن نیست، اما برخی از محققان اظهار می کنند که این امر ممکن است به نوعی نشان دهنده کاهش تلاش برای گوش دادن در فرد کم شنوا باشد.

 

۱۶. آیا این موضوع در مطالعات علمی نیز تائید شده است؟  

تاحدودی می توان گفت که مطالعات علمی نیز همین امر را تائید کرده اند. برای مثال طبق مطالعه ای که اخیرا روی افراد شنوا انجام شده است، از آن ها خواستند تا یک آزمایه فراخوانی حافظه را ضمن گوش دادن به صدا در دو حالت غیرفعال بودن و فعال بودن مدار کاهنده نویز انجام دهند. هدف این بود که از این طریق، میزان نیاز به پردازش شناختی در دو حالت فوق مورد بررسی قرار گیرد.

نتایج این مطالعه نشان داد که در برخی از موارد که نسبت سیگنال به نویز کاهش پیدا می کرد(افزایش نویز)، در حالت استفاده از فعال بودن مدار کاهنده نویز، نیاز به پردازش شناختی کاهش نشان می داد. اما در سایر موارد که نسبت سیگنال به نویز پایین بود، تفاوتی میان دو حالت غیرفعال و فعال مدار کاهنده نویز وجود نداشت.

مطالعه دیگر، روی کودکان کم شنوا انجام گرفته است. در این مطالعه فرض بر این بود که اگر کودک کم شنوا در محیط شلوغ قرار گیرد و مدار کاهنده نویز فعال باشد، به دلیل کاهش بهره سمعک (ناشی از فعالیت مدار کاهنده نویز)، توانایی یادگیری کلمه در او کاهش پیدا خواهد کرد.

برخلاف انتظار، نتیجه این مطالعه نشان داد که در کودکان کم شنوای بزرگتر (۱۲-۱۱ ساله)، هنگام فعال بودن مدار کاهنده نویز توانایی یادگیری کلمه بهبود پیدا می کند، اما این امر در مورد کودکان کم شنوای سنین پایین تر (۹-۸ ساله) درست نیست. نتیجه اینکه استفاده از مدارات کاهنده نویز، علاوه بر ایجاد راحتی گوش دادن، مزایای دیگری نیز برای فرد کم شنوا به همراه دارد، علیرغم اینکه ممکن است کمک مستقیمی به درک گفتار نکند.

 

۱۷. به نظر می رسد که این تلاش اضافی که برای درک بهتر گفتار در محیط شلوغ انجام می گیرد، می تواند برای فرد کم شنوا خستگی عصبی ایجاد نماید. آیا در این زمینه نیز مطالعاتی انجام شده است؟

نه. هنوز مطالعه زیادی در این زمینه انجام نشده است. با این وجود، من تصور می کنم که موضوع جالبی برای مطالعات آینده باشد. بخش بزرگی از مطالعات امروز، به موضوع خستگی و ارتباط آن با بیماری های مزمن(برای مثال، سرطان، بیماری های قلبی و HIV) و تاثیرات منفی آن ها بر کیفیت زندگی اختصاص دارد.

علیرغم آنکه ارتباط میان بیماری های مزمن و خستگی قبلا مورد بررسی قرار گرفته است، اما تاکنون مطالعات اندکی به ارتباط میان کم شنوایی و خستگی پرداخته اند.  به نظر می رسد که با افزایش تلاش برای گوش دادن به گفتار، خستگی فرد نیز افزایش پیدا می کند. با اینکه این موضوع بدیهی به نظر می رسد، اما هنوز مطالعه ای در این زمینه انجام نگرفته است.

همانند تلاش برای گوش دادن، موضوع خستگی را نیز می توان از طریق آزمون های سابجکتیو و آبجکتیو مورد بررسی قرار داد. درحال حاضر مطالعاتی با این الگو در حال انجام است که نتایج آن در آینده نزدیک مشخص خواهد شد.

 

۱۸. لطفا توضیح دهید که موضوع خستگی را چگونه می توان را به شکل آبجکتیو مورد بررسی قرار داد؟

برای اندازه گیری تلاش برای گوش دادن در حالت بدون سمعک و با سمعک، از یک آزمایه دوگانه استفاده می شود که یک ساعت به طول می انجامد. فرد باید به تعدادی از کلمات در حضور نویز گوش دهد، ۵ کلمه آخر را بیاد آورد و در عین حال به علایم بینایی داده شده نیز توجه نماید. فرد باید با دیدن علامت بینایی، بلافاصله یک دگمه را فشار دهد.

فرض این مطالعه این است که برای آنکه فرد بتواند تکلیف خواسته شده را به خوبی انجام دهد، ناچار است که با گذشت زمان، تلاش برای گوش دادن (که از طریق توانایی به یاد آوردن کلمه و سرعت زمان عکس العمل به علامت بینایی اندازه گیری می شود)، را افزایش دهد.

مشخص شد که در حالت بدون سمعک، با گذشت زمان، زمان عکس العمل بینایی کاهش نشان می دهد. با این وجود، توانایی بیاد آوردن و بازشناسی کلمه ثابت باقی می ماند. این مطالعه نشان می دهد که وقتی فرد خسته می شود، از منابع شناختی مورد نیاز برای پاسخ یا عکس العمل سریع به علامت بینایی می کاهد و آن را به تکلیف خواسته شده اختصاص می دهد. یافته مهم دیگر این بود که هنگامیکه فرد از سمعک استفاده می کرد، خستگی به شکل قابل توجهی کاهش پیدا می کرد. با توجه به تاثیر منفی خستگی بر انسان، نتایج این مطالعه بسیار جالب و قابل استفاده است.

 

۱۹. جالب توجه است. اما از این اطلاعات چگونه می توان در تنظیم سمعک ها بهره گرفت؟

شما قطعا تاکنون سمعک های مجهز به مدارات کاهنده نویز را برای مراجعین خود تجویز کرده اید. من فکر می کنم که اطلاعات فوق به شما کمک می کند که بتوانید مشاوره دقیق تری درباره عملکرد سمعک به مراجع ارایه کنید. هم چنین، از این اطلاعات می توان به منظور مشاوره با افراد مبتلا به کم شنوایی ملایم استفاده کرد. قطعا قبلا مراجعینی با کم شنوایی ملایم داشته اید که برخی از این افراد، با وجود کم شنوایی ملایم(که اصولا نباید مشکل ارتباطی زیادی ایجاد نماید)، تمایل و علاقه زیادی به استفاده از سمعک دارند و از آن کاملا راضی هستند.

اطلاعات فوق به شما کمک می کند که توجیه علمی و دقیق تری در این باره داشته باشید، زیرا آزمون های بازشناسی گفتار که معمولا در کلینیک های شنوایی شناسی مورد استفاده قرار می گیرند، اطلاعات مفیدی در این زمینه ارایه نمی کنند.

 

۲۰. در پایان، پیام شما  برای شنوایی شناسان و دیگر دست اندرکاران حوزه پزشکی چیست؟  

باید گفت که درحال حاضر، تنها گزینه مفید برای اندازه گیری میزان تلاش برای گوش دادن، استفاده از آزمون های سابجکتیو است. در بالا به برخی از این آزمون ها از جمله پرسشنامه SSQاشاره شد.

درحال حاضر هنوز آزمون آبجکتیو معتبری در این زمینه وجود ندارد و باید امیدوار بود که در آینده، مجموعه معتبری از آزمون های سابجکتیو و آبجکتیو برای بررسی قابلیت ها و تاثیر مدارات پردازشی سمعک ها بر روی تلاش برای گوش دادن طراحی شود.

Source: Audiologyonline

نکته: استفاده از این مطلب در سایت های دیگر فقط با ذکر منبع و لینک به این صفحه مجاز می باشد

هیچ نظری ارسال نشده است.

لطفاً نظر بدهید

Free WordPress Themes, Free Android Games